قرار نبود که آفت به باغ ما بزند

قرار نبود که آفت به باغ ما بزند

[ پیام کیانی ]
قرار نبود که  ‌آفت به باغ ما بزند 
پسر بزرگ نکردم که دست و پا بزند 

ریز ریزی تو ولی عزیزی تو 
چه کنم از عبا نریزی تو 

بهتر بگم به تو نمیشه دیگه علی اکبر بگم 
چی از این تن پاشیده و پرپر بگم 

چندتا علی می‌بینم هر طرف صحرا علی
می‌ریزه خاک غم به سر دنیا علی

غمی روی غمام شده
تابوت پسرم عبام شده
 
می‌بینی پدرت چی اومده سرت
چند نفری زدن نیزه تو کمرت 

(جون من علی 
پاشو جوون من علی)۲

سرو روان پاشو راه برو پیش چشام قامت کشان
یادمه دم صبح تا علی گفتی اذان 

خیز و از جا آبرویم بخر 
عمه را از چشم نامحرم ببر

حسین جان 

گلی گم کرده‌ام می‌جویم او را 
به هر گل می‌رسم می بویم او را 
گل من یک نشانی در بدن داشت

نظرات