نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

قاسمم یتیم حسن زهرایم نوجوان سربازم بر عمو فدایم بهر یاریت میدهم جانم ای عموجانم، ای عموجانم عشق او ای خدا چنین مدهوشم کرد مادرم به دست خود کفنپوشم کرد مهیا دیگر بهر قربانم ای عموجانم، ای عموجانم لشکر کوفیان من پور حسنم یتیم مجتبی عقیق یمنم گل یاسم من، گرچه عطشانم ناگهان آن گل یاسمن پرپر شد شرحه شرحه تنش از تیغ و خنجر شد گفتُ مولا بین در خونم غلطانم ای عموجانم، ای عموجانم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد