تصویر حاج محمود کریمی - علی ای هُمایِ رحمت

علی ای هُمایِ رحمت

[ حاج محمود کریمی ]
علی ای هُمایِ رحمت 
تو چه آیتی خدارا

که به ماسوا فِکندی 
همه سایه‌ی هُما را

نه بشر توانمش گفت
نه خدا توانمش خواند

متحیرم چه نامم 
شَهِ مُلکِ لافتی را

(به خدا که در دوعالم 
اثر از فَنا نماند) ۲

(چو علی گرفته باشد 
سرِ چشمه‌ی بقا را) ۲

(برو ای گدای مسکین 
در خانه علی زن) ۲

(که نگین پادشاهی 
دهد از کَرَم گدا را) ۲

(بجز از علی که آرد 
پسری ابوالعجائب) ۲

(که عَلَم کند به عالم 
شهدای کربلا را) ۲

(بجز ازعلی که گوید 
به پسر که قاتل من) ۲

(چو اسیر توست اکنون 
به اسیر کن مدارا) ۲


ای که به دستت گِلِ شیعه سرشته
بَهر شما کرد به ما سجده فرشته

دست خودم نیست که مَرهونِ تو باشم
قرعه‌ی عشق است که مدیون تو باشم

زنده شدم از شراب تو بنوشم
زمزمه کردند اذان تو به گوشم

روزِ تولد اذانِ تو و نامت
تا به قیامت شدم عَبد و غلامت

ای که به خود از خدا کرد‌ی‌ام آگاه
(اَشهَدُ اَنَّ علیً ولیُ‌الله) ۳

علتِ ایجاد، تمامیتِ توحید
علتِ هُرم فروزنده‌ی خورشید

اِذنِ چکیدن به هر قطره‌ی باران
رویش هر برگ به هر شاخِ درختان

اِذنِ تَلاتُم به امواج و به دریا
نور خداوند در آیینه‌ی دنیا

یِکّه سوارِ بلندای طریقت
روح سعادت به احکام شریعت

جلوه‌ی پاکِ خدا وقت سحرگاه
(اَشهَدُ اَنَّ علیً ولیُ‌الله) ۳

کاش بمیرم که روی تو ببینم
از نَفَحاتِ دَمَت خوشه بچینم

زیرِ لَحَد َسر به پای تو گذارم
با دَمِ تو پاک شود خاک مزارم

گرد و غبارم برآید به هوایت
خِشتی از آن خاک بسازند برایت

(در حَرَمَت تا اَبَد معتکفم کن
کاشیِ ایوانِ طلای نجفم کن) ۲

(دل عَلَوی شد شدم بنده‌ی الله) ۲
(اَشهَدُ اَنَّ علیً ولیُ‌الله) ۴


(ای درجاتِ تو معنای امامت
شرطِ نبوت گواهی به مقامت) ۲

اسم تو مَستور به صد پرده‌ی نور است
جلوه‌ی سلمانِ تو آتشِ طوراست

ای برکاتِ اَهوراییِ موسی
ذکرِ شفای مسیحایی عیسی

ذکر مدامِ لبِ هر نبی‌الله
(اَشهَدُ اَنَّ علیً ولیُ‌الله) ۴

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد