عصیان مرا به پای طغیان ننویس مارا جزو گناهکاران ننویس هم گریه و هم گناه کردم اما از این بنویس و هیچ از آن ننویس آنچه گفتی به زُهِیر به ما نیز بگو با من از آن حادثهی دلانگیز بگو عشق به آن دلبریاش دلآشوبِ تو شد حُرّ ز نگاه تو چه دید که مجذوب تو شد صدای گریه میرسه اینجا که وایسادیم کجاست؟ نگو که اینجا کربلاست! نگو که اینجا قتلگاست! نادَت حزینَ فاطمه واویلتا واویلتا رأسُ عزیزَالمصطفی علیالقناةَ رافعا حسین یا امامَ غریبی، یا عزیزُ طبیبی ما لی غَیرُکَ وَالله، اِنصَرِف یا حبیبی حسین مارو برگردون ای، همه دارو ندارم ای همهی کس و کارم، من کیو غیرِ تو دارم! حسین بیا برگردیم ای، همه دارو ندارم ای همه کس و کارم، من کیو غیرِ تو دارم!