نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دل من فرق میکنه، چون شنیدم اسمتو دلم نرم شد، توی خیمهی شما مثه مادر پدرم، سرم و گرم شد من یه نقاشی کشیدم، کلی حرفه تو دلش تو هم آینده مو با، سر انگشتت بکش یه جوری که بچهی قصه، شهید شه آخرش (من بلدم گریه کنم، اگه منو میخَری نیومدم بازی کنم، من اومدم نوکری تو بگو چیکار کنم، حرمت میبری؟)۲ عزیز دلم حسین... شهر ما فرق میکنه، چون محرما برات سیاپوشه قوری و سماورِ، خونمون تو روضهی تو میجوشه مشقامو مشکی نوشتم، دفترم عزا گرفته چون دل مداد رنگیم، واسه کربلا گرفته خدا نگذره از اون که، تو رو از دنیا گرفته (من بلدم گریه کنم، اگه منو میخری نیومدم بازی کنم، من اومدم نوکری تو بگو چیکار کنم، حرمت میبری؟)۲ عزیز دلم حسین...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد