تصویر حاج عبدالرضا هلالی - صندلی خالی

صندلی خالی

[ حاج عبدالرضا هلالی ]
شبی کار اندوه و بالا گرفت
چه بغضی آن گلو جا گرفت

عجب شعله‌ای در دلم پا گرفت
غم رهبرم، جان مارا گرفت

 نگاهم به خالی‌ترین صندلی‌ست
دلم تنگ لبخند سید علی‌ست

فلک سوخت و در آتشی شعله ور
اگرچه غمش داغ و زد بر جگر

پر از شوک شد جانم از این خبر
علم را پدر داده دست پسر

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد