نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

صحرا پر از غباره، عالم رو غم گرفته مثل غروب خورشید، از غم دلم گرفته أین الحبیب و مسلم، أین الزهیر و عباس پاشید همه ببینید، اربابتون چه تنهاس آه چشم خیسم پر بارونه از داغ لیلا مث مجنونه وای از درد غریبی (2) عطش گرفته جونش رو، هوای پَر زدن داره به پیش چشم پر اشكش، تموم آسمون تاره حسین حسین واویلا رو ذوالجناح نشسته، زخمی و بی پر و بال تا نیزه خورد به پهلوش، افتاد میون گودال بین یه مشت حرامی، تو قتلگاه اسیره سهم تن عزیزش، بارون سنگ و تیره آه مولا تنها ته گوداله چون مرغی زخمی بی پر و باله وای از درد غریبی نشسته روی تل زینب، با گریه محو داداشه باید برا تن پاره، به فكر بوریا باشه حسین حسین واویلا هركس رسیده زخمی، روی تنت گذاشته كی پای بی حیاشو، رو پیرهنت گذاشته زهرا رسیده گودال، با قامتی خمیده بارون خون می باره، از حنجر بریده آه دیده تشنه گلشو چیدن با اشك زینب همه خندیدن وای از درد غریبی حرومیا رسیدن به، حریم خیمه های شاه به استغاثه ی زینب، قسم مدد رسول الله حسین حسین واویلا
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد