نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

صبحدم، از پشت پرچين، تا جمال گل برآمد نَرم نَرمَک، بلبل عاشق غزلخوان از در آمد گفت سر زد صبح ديدار و شب هِجران سَر آمد شد چمن، نقش و نگاری آسمانها، نقرهکاری خواند قُمری، با قناری با پرستوی بهاری يک گلِ بی خنده در اين بوستان امکان ندارد ****** در سپهر معرفت، روشن ترين بدر است، مهدی در حقيقت مَطلعُ الفجرِ شبِ قدر است، مهدی سينه اش شرح اَلَم نَشرَح لَکَ صَدر است، مهدی وادی رَضویٰست طورش ماه، با جامِ بلورش آفتاب و رقص نورش تشنهی فيضِ حضورش هيچ خورشيد اين همه ذَرّات سرگردان ندارد ****** کس نديده خط و خال هاشمی، زيباتر از اين گل نيامد با جمال هاشمی، زيباتر از اين سَر نَزَد ماهی ز آل هاشمی، زيباتر از اين عشق را معناست مهدی قبلهی دلهاست، مهدی جانِ جانِ ماست، مهدی یوسفِ زهراست، مهدی آيَتی شيرين تر از توصيف او قرآن ندارد ****** بوستانِ آفرينش، خُرَّم از بارانِ جودش آيت عَبداً اِذا صَلّیٰ دهد شَرحِ سُجودش عَلَّمَ الاِنسانَ مالَم يَعلَم از يُمنِ وجودش خوانده حق فَصلُالخِطابش معنی اُمّ الکِتابش روز فجر انقلابش هست عيسیٰ، در رِکابش مقتدای بهتر از او، موسيِ عِمران ندارد ****** عالمُ الغيبی که دارد، نورِ عِصمَت يادگاری کرده از اِنّا هَديناهُ السَّبيل آيينه داری بر زبانش سَبّحَ اسمَ رَبِّک الاعلیٰست جاری سِرّ حق را مَحرَم است او راز اسم اَعظم است او رهنمای عالم است او رهبر عيسي دَم است او نوح با اِمداد او انديشه از طوفان ندارد ****** در وِجاهَت رَشکِ طاووس بهشتی کيست، مهدی فجرِ صادق، نجمِ ثاقب، کوکب دُرّیست، مهدی قافله سالار هست و غافل از ما نيست مهدی لالهها، مست از سبويش نسترنها، محو رويش یاسمنها، مست بويش اطلسیها، فرش کويش هيچ گلزاری چو اين گل عَطرِ جاويدان ندارد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد