نصب اپلیکیشن نوا
تصویر حاج منصور ارضی - شیرمردی یازده ساله به میدان عازم است

شیرمردی یازده ساله به میدان عازم است

[ حاج منصور ارضی ]
شیرمردی یازده ساله به میدان عازم است 
بچه شیر مجتبی آئینه دار قاسم است 

ظاهرا کودک ولی جانباز آل هاشم است 
بنده‌ی عبد خدا هستم که لطفش دائم است 

عشق والایی ز ادراک عمویش یافته 
پرورش در دامن پاک عمویش یافته 

کیست این عاشق که در جذب سبو دارد شتاب 
بر مقام درک اسرار مگو دارد شتاب 

در نثار جان خود بهر عمو دارد شتاب 
در شکاف انداختن بین عدو دارد شتاب 

در مسیر عشق راه و رسم را ریزد به هم 
گرد بادی که سپاه خصم را ریزد به هم 

دست از دستان عمه می‌کشد بیرون چه زود 
تا شود دستش سپر بهر عمو زیر عمود 

دید چون شمشیرها آید به مولایش فرود 
خویش را حائل به اندام عمو جانش نمود 

دست از مِرفق جدا شد فَرق تا ابرو شکست 
بین آغوش حسین عبداله‌اش از پا نشست 

نیزه‌های خون چکان بالا و پایین می‌شدند 
چکمه‌ها تا زانوی کفار رنگین می‌شدند 

پیرمردان با عصای خویش بی‌دین می‌شدند 
اسب‌ها از دور پیدا بود که زین می‌شدند 

دست عبدالله زیر دست و پا سیار شد 
جسم عبدالله بی‌سر شد فدای یار شد 

چون ز راه خویش این سردار را برداشتند 
قاتلان بر سینه‌ی مظلوم پا بگذاشتند 

فرق تا پا بر تن او نیزه‌ها انباشتند 
پرچم خود را میان نیزه‌ها افراشتند 

از هجوم نیزه‌ها دریای خون گودال بود 
مادری آمد که از غم قامتش چون دال بود 

***

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد

  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل