نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

شب حرمان دل ما به سحر نزدیک است روز برگشتن جانان ز سفر نزدیک است شستهام رهگذر دیده و دل را با اشک موکب او چو بر این راه گذر نزدیک است ببریدم سر بامش، که ز خاک قدمش فیض برگشتن نورم به بسر نزدیک است (در فراقش، چه جگرها که نشد خون و نسوخت)۲ (چیدن حاصل خونهای جگر نزدیک است)۲ جانها به فدای خنجر عطشانت تنها به فدای پیکر عریانت سرهای تمام سرفرازان جهان (قربان سر بی تن سرگردانت)۲
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد