نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(شب جوونه پاشید جوونا)2 (آب و آیینه کنید مهیا)2 کرامتش مثل کرامتِ رسوله (هر حاجتی با گفتن اسمش قبوله)2 (از خیمهها وقتی که رفت به سمت میدون لشگر دشمن همگی شدن هراسون)2 گفتن که تا ابد رو حرفمون میمونیم (جنگ باپیغمبرو ما حروم میدونیم)2 (تا فهمیدن که جوون لیلاست)2 تنها و خسته میون صحراست (همگی باسنگ زدنش از روی کینه)2 (تاخوب چشای علی جایی رو نبینه)2 (تا شد علی روخاک این صحرا زمینگیر)2 (یکی زدش بانیزه و یکی باشمشیر)2 نذاشتن اینجا بکشه نفس راحت (از پا درآوردن علی رو با وقاحت)2 (پاشو علی جان، بُردی توونم)2 (سخته برام از، تو دور بمونم)2 سخته برام ببینم اینجا تک و تنها (جلو چشام پا میکشی روخاک صحرا)2 (پاشیده از هم پسرم فرق سرِتو)2 چقدر بهم ریخته شده این پیکرتو نگاه خسته تو نگیر تو از نگاهم (پاشو که عمّه زینبت گرفته ماتم)2 لا اَرَی المَوت الاّ السَّعادت...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد