نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

شبیه برگ درختانِ روبه پاییزی بخند، گرچه تو با خنده هم غم انگیزی که گفته از منه دلخسته رو بپوشانی از اینکه چهره نشانم دهی بپرهیزی سکوت کردهای اما پر از صدایی تو نگاههای تو گویند ز غصه لبریزی تو چقدر خیره سقفی، پس از جانِ علی چقدر گریه کنم تا دوباره برخیزی حسن به گوشهای، آرام اشک میریزد توام که بر سر سجاده اشک میریزی شده عذاب دلم، گریههای پنهانت بخند، گرچه تو با خنده هم غم انگیزی پیراهنی که شب عروسی داد و گفت آخ پیراهن حسین مرا در میآورند
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد