نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

سینهم پُرِ ذاغه، قلبم پُرِ خونه عَبدُاللهات اومد پیش تو بمونه دور تو بگردم ای دار و ندارم هرچی بشه بازم تنهات نمیذارم من پریشونم چه بلایی سرت اومده؟ نمیدونم کی لگد زده به صورتت عموجونم؟ وای، پُرِ زخمه بدن تو وسط خوندنِ قرآن مشت زدن تُو دهن تو ای تمومِ کس و کارم چجوری نیزهشون و از دهن تو دربیارم؟ * با چکمه به روی پیکرت دویدند رفتند همهشون چون مرکبا رسیدند خولی ز تن تو اسبا رو جدا کرد یا گفتنِ تکبیر هی شمر و صدا کرد قاتلت اینه بیحیا نشسته با چکمه روی سینه معلومه خیلی داره توی دلش کینه دست و پا نزن جلو چشمِ حرم، رقیه میبینه وای، توی دست گرفت موهاتو تازه قربتاً اِلَی الله یک بهیک بُرید رگاتو وای، همه رو راضی میکرد و جلوی چشمای زینب با سرت بازی میکرد و * تا کُشتن حسین و شد موقع غارت شد موقع دزدی، شد وقت جسارت خولی و سنان تا رفتند سر و بردن انگشت و بریدن، انگشتر و بردن وقت غارت شد خیمهها محلِّ رفت و آمدِ اهل شرارت شد خیلی به خیمهی خواهرت جسارت شد زینب آمادهی زنجیرِ اسارت شد وای، دیگه بیهوشِ سکینه آخه حرمله یه جوری زده تُو گوشِ سکینه وای، فکرِ یک چاره میکردن برا گوشواره رقیه گوشش و پاره میکردن * * * * موم رفت بخدا قسم النگوم رفت مثل تو یک نفر از روم رفت میشم دخترِ خوبی، بیا پیشم دخترِ حرمله زد آتیشم ببین النگو دارم، دلت آب این گوش و گوشِوارهم، دلت آب صبح که بابام بیرون رفت بهم رفت برات کنیز میارم، دلت آب خونهی ما تُو شامه، دلت آب اون آقاهه بابامه، دلت آب
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد