نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

سوختی سوختم، شبیه همیم تو آغوشِ هم ضریحِ همیم با تن بی تن، برای منی کمَم که بیای، بابای منی پای زخمم به تو نرسید نبودی که زجر موهامو کشید کارِ دنیاست دو تا دلِ تنگ بهم برسن تو کاخِ یزید سری که روبهرومی، خودتی یا عمومی؟ نشناختمت عزیزم خودت بگو کدومی؟ ابروی نصفه نیمه حال سرت وخیمه به همه گفتم این سر تموم زندگیمه ***** بی تو دق کردم و پنهون کردم پهلو دردمو تنهایی دنبالت گشتم و اسیر زجر نامردم و گفتم با چشم تر مستی اسم بابامو نبر تا اینو گفتم شد دردسر سیلی خوردم جای چند نفر سرِ تو رو بُرید شبیه وحشیا همش میگم بابا شمرو نبخشیا
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد