نصب اپلیکیشن نوا
تصویر امین شادکام - سه سالمه ولی مو سپیدم

سه سالمه ولی مو سپیدم

[ امین شادکام ]
سه سالمه ولی مو سفیدم
خوشی از این زمونه ندیدم

عمو بهم می‌گفت: قد کشیدی
کجاست ببینه قامت خمیده‌ام؟

به عمه هَتک حُرمَت کردن
به دخترت جسارت کردن

گوشواره‌ای را که از مکّه
خریده بودی غارت کردن

زَجر اینقدر داد می‌زد سَرم
که سَرم دیگه سنگینه

یه جوری  زد تو صورتم
که چشمام دیگه نمی بینه
الهی که  خیر نبینه

نفسم نمی یاد بالا
هِق هِقم شده یا زهرا
دست و پام داره می لرزه

سه سالمه ولی پیر و خسته
غبار غم به قلبم نشسته

من دست و پام کبوده ولی تو
رو نی یکی سَرت رو شکسته

اشک چشای مارو دیدن
بدور مَحمِل‌ها رقصیدن

گهواره‌ی علی اصغر رو
تو اون شلوغیا دزدیدن
****
 آتش کسی به بال کبوتر نمی‌زند
مردی تَشَر به کودک مُضطر نمی‌زند

گمگشته را که خصم مکرر نمی‌زند
سیلی کسی به صورت دختر نمی‌زند

گریاندن غریب مرتب عجیب نیست
ترساندن یتیم دل شب عجیب نیست

گیسو کشیده را که به گیسو نمی‌کشند
قد خمیده را که به هر سو نمی‌کشند

طفل یتیم را به سَر مو نمی‌کشند
دخت سه ساله را که به زانو نمی‌کشند

از پا فتاده را به تهاجم نمی‌زنند
لکنت گرفته را به تبسم نمی‌زنند

جا مانده را به جای تَرَحُم نمی‌زنند
با گریه گفت: شیخ  یتیمم مرا نزن
****
آمدی با سَر آمدی چه کنم
بین تشت زَر آمدی چه کنم

گیسویم درهم است می‌بخشی
سَر زده آخر آمدی چه کنم

راستی گم شده سنجاق سرم پیش تو نیست
 راستی لاغری عمه نظر می‌آید
****
نزدیک بود امشب کنیز خانه‌ای باشم
من که همه عمر رفته بودم تنها به مجالس زنانه
رفتم وسط شراب خواران با زور لگد و تازیانه

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد

  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل