نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

سلام الله علیٰ شهزادهی لیلا علی اکبر سلام الله علیٰ نورالهدی مولا علی اکبر جمالش احمد مختار، جلالش حیدر کرار وصالش وصل ذات ربّیَ الاعلا علی اکبر عجب ماه دل آرایی، چه نورالله عظمایی تماماً جلوهی آیات اعطینا علی اکبر ببین وجه هوَالهو را، ببین طاق دو ابرو را ببین نور امیرالمؤمنین را با علی اکبر «رخش جنت،لبش کوثر، قدش طوبی، علی اکبر» میان بیت ثارالله نورالله تابیده تعالی الله خورشید از چه در مغرب درخشیده؟ مگر از عرش آوردند این شهزاده را امشب که حالش را ملک از حاملان عرش پرسیده ملک از بهر کسب فیض امشب بر زمین آمد فلک از شوق دیدار از مدار خویش چرخیده پدر مانند جان بگرفت این نوزاد را در بر عمویش مثل قرآن بوسه زد، بگذاشت بر دیده سحر می گفت این نوزاد را در مکه دیدم من قمر می گفت «لاحول ولا...» تا دید خوابیده به روی دستهای حضرت سقا علی اکبر سلام الله بر این نور بر این رحمت مطلق که دوشا دوش عباس است فردا صاحب بیرق سلام الله علی لیلا که از دامان نورانی برای کربلا آورده میر خیبرو خندق چه می فهمیم از نورٌ علیٰ نورٌ علیٰ نوری که از پیغمبر و زهرا و حیدر میشود مشتق وجودش فانیِ فی الله، اَلمَمْسوس فی ذاته به موج نور ثارالله سرتا پاش مُستَغرَق ز بس بودند مشتاق جمال حضرت خاتم بنی هاشم وصال مصطفی را خواستند از حق ندا آمد که «اِنّا نَحنُ نَزَّلنٰا» علی اکبر اگر از خلقت نوریش بابا پرده بردارد از آن ترسمـ که خلق الله سر از کفر در آرد به شکر نعمت اُمّ علی اکبر شدن باید الی یوم القیامه ام لیلا سجده بگذارد فدای عشق بابایش که جای ذکر لالایی به ذکر یا علیّ و یا علی تسبیح بشمارد کنار گاهواره مینشیند خیره بر رویش و تا وقت اذان از دیده اشک شوق میبارد علی بگذاشت نامش را به عشق حیدر کرار حسین بن علی اسم علی را دوست میدارد ندیده چشمها در غیر معصوم این جلالت را طلوعش برد از اهل حرم رنگ ملالت را برو در بیت ثارالله و بشنو از خلیل الله طنین جملهی شیرینِ «آقا خوش به حالت» را ببین در صورت خورشید حس سر به زیری را ببین بر چشم ماه آسمان دست خجالت را ز بسکه شبه خاتم هست، میترسم که جبرائیل برایش ناخود آگاه آورد حکم رسالت را چه نور و هیبتی دارد، عجب شخصیتی دارد بنازم این شرافت را، بنازم این اصالت را علی بن حسین بن علی، آقا علی اکبر جمالش جلوهی یاسین، جلالش نور الرحمن گرفته ذوالفقار و مثل حیدر میدهد جولان چنان از میمنه تا میسره سر زد، که میگفتند خدایا قابض الارواح یا رَعد است یا طوفان؟ مگر مولا امیرالمومنین در بدر ظاهر شد؟ و یا شیر جمل آمد که بر فتنه دهد پایان رجز میخواند با ذکر انا بن حیدر الکرار حسین بن علی میگفت بین خیمهها، ای جان دهانها باز مانده چون دهان ذوالفقار او چنان مانند مولا یک تنه میتاخت در میدان که لشگر نعره میزد «لافتی الا» علی اکبر سلام الله علیکَ و علیٰ میلادکَ المَسعود سلام الله علیکَ ای نبی در صورتت مشهود سلام ای آیهی والشمس ثارالله رخسارت سلام ای رحمت بی انتها، ای فیض نامحدود سلام ای نورِ «الرحمن علیَ العرش استویٰ» آقا سلام ای عشق عشاق الحسین ای کعبهی مقصود تو عبد صالحی مثل عموجانت ابوفاضل چه عبدی! صورتت آیینهی وجه هوالمعبود شبی مدح تو زینت بخش مجلس بود شهزاده شبی در محفلی ذکر علی بود، عاشقی فرمود علی مولا علی مولا علی مولا علی اکبر ***** (میخواستم عالم پر از نام علی باشد حالا به روی خاک یک عالم علی دارم) ***** بارونه کربلا اومده جوون کربلا کل دنیامونه کربلا کی میشیم مهمون کربلا اینه ختم کلام آقازاده تویی والسلام کاش جون بدم پای روضههات هشت محرم پای مقام ***** غرق خونه لبات بمیرم برا دل بابات آتیش میزنه وجودمو وقتی روضه میخونه برات پاشو اذان بگو چرا معطلی؟ هر کاری میکنم از خاک جمع نمیشی علی پاشو از رو خاک و دست و پا نزن بابا داره دست و پا گم میکنه کوفه داره واسه گندم ری بچههاموگندم ری میکنه ***** خمیده خمیده رسیدم به تو شکستم شکستم دم جسم تو عزیزم عزیزم شبیه تنت بریده بریده.... لالا لالا علی اکبر من ارباً اربا علی اکبر من
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد