صابر خراسانی

سفره موسی ابن جعفر

21811
801
عمری زدیم از دل صدا باب الحوائج را
خواندیم بعد از ربَنا باب الحوائج را

روزی ما کرده خدا باب الحوائج را
از ما نگیرد کاش یا باب الحوائج را

هر کس صدایش کرد، بیچاره نخواهد شد
کارش به یک مو هم رسد، پاره نخواهد شد

یادش بخیر آن روز ها که مادر خانه
گه گاه میزد پرچمی را سر در خانه

پر میشد از همسایه ها دور و بر خانه
یک سفره نذری قد وُسعِ شوهر خانه

مادر پدر هامان همین که کم می‌آوردند
یک سفره‌ی موسی ابن جعفر نذر می‌کردند

عصر سه شنبه خانه‌ی ما رو به راه می‌شد
یک سفره می افتاد و درد ما دوا می‌شد

با اشک وقتی چشم مادر آشنا میشد
آجیل های سفره هم مشکل گشا می‌شد

آنچه همیشه طالبش چندین برابر بود
نان و پنیر سفره‌ی موسی ابن جعفر بود

گاهی میان روضه‌ی ما شور می‌آمد
پیرِ زنی از راه خیلی دور می‌آمد

با دختری از هر دو چشمش کور می‌آمد
بهرِ شفای کودک منظور می‌آمد

یکبار در بین دعا ما‌‌بین آمینم
برخواست از جا گفت دارم خوب می‌بینم

نظرات

نظری وجود ندارد !

لیست پخش