نصب اپلیکیشن نوا
تصویر حاج مهدی سلحشور - زود اومدم اما از مرکبا دیرتر

زود اومدم اما از مرکبا دیرتر

[ حاج مهدی سلحشور ]
زود اومدم امّا از مرکبا دیرتر
قاسم تو اکبرتر شدی، من هم شدم پیرتر
اون‌جا زمین‌گیر بودم و این‌جا زمین‌گیرتر

خون دل‌هاتو ریختی توی خودت عمو
داغ باباتو ریختی توی خودت عمو
اِرباً اِرباتو ریختی توی خودت عمو

شبیه قلب مجتبایی
اومد سرت عجب بلایی

عمو حسین، عمو حسین ... 

چی شد تنت قاسم، کو استخونات کو؟
پهلو به مادر می‌زنی با زخمای پهلو 
شکسته نه، باید بگم که خورد شده بازو

حالا تو با مادر هم‌دردی مثه بابات
توی نوجوونی هم مردی مثه بابات
سینه‌ات رو از روضه پُر کردی مثه بابات

چقد شدی شبیه بابات
می‌ریزه خون از کنج لب‌هات
عمو فدای قدّ و بالات

عمو فدای قدّ و بالات ... 

می‌گیرمت قاسم، کم کم تو آغوشم
زخمات نمی‌ذاره بیای محکم تو آغوشم
گرفتمت عمو مثل جونم تو آغوشم

باید که تو رو خیلی آروم بلند کنم
اَحلی مِنَ العسل رو مثل موم بلند کنم
با این‌که نا نداره زانوم بلند کنم

ببخش که بوریا ندارم
حتّی دیگه عبا ندارم
برای رفتن پا ندارم
* * * *
بی‌زره رفت به میدان که بگوید حسن است
ترسی از تیر ندارد، زره‌اش پیرهن است

دست خطّی حسنی داشت که ثابت می‌کرد
سیزده سال به دنبال حسینی شدن است

جان سرِ دست گرفت و به دل میدان بُرد
خواست با عشق بگوید که عمو جان من است

ناگهان از همه سو نعره کشیدند که آی
تیرها پَر بگشایید که او هم حسن است
* * * *
ای گل پرپر به دست کیستی؟
بوی تو می‌آید امّا نیستی
* * * *
سری به نیزه بلند است در برابر زینب
خدا کند که نباشد سرِ برادر زینب

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد

  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل