زندگیش دست و پا زدن تو مرگه

زندگیش دست و پا زدن تو مرگه

[ سیدرضا نریمانی ]
زندگیش دست و پا زدن تو مرگه
کسی که برا تو نمی‌میره

چه بلایی سرِ دلِ من اومد
که شهادتش و نمی‌گیره

الهی نوبتم باشه
شهادت قسمتم باشه

نگاه تو خریداره
دِل بی‌قیمتم باشه

فدات شدن، آرزومه، آبرومه
واسم آقا کاری کن

بَده نَمیرم واسه‌ت
تو آبروداری کن

«حسین وای، حسین وای»

روزایی که دلم اسیر غم بود
رفیقِ شهیدم هوام و داشت

تا که گُم می‌شدم تو موجِ غم‌ها
دستم و توی دستِ یار می‌گذاشت

رفیقی مثل حاج قاسم
مثِ حاج احمد و همت

ندیدم چیزی جز مَردی
از این مردای با غیرت

زیاد شده بی‌فایی، بی‌صفایی
بد شده این زمونه

همه میرن تنهایی
رفاقتا میمونه

«حسین وای، حسین وای»

روزایی که دور از حرم می‌مونم
یه جا هست به دلم پناه میده

جایی که خاکِ آسمونی داره
زمینش بوی قتلگاه میده

یه جا مثل طلائیه
که بِم حسِ جُنون میده

شلمچه، فکه و مجنون
هنوزم بوی خون میده

به عشق این قلبِ زار و بی‌قرارم
خاکِ پاکِ این صحراست

یه سرزمینِ زیبا
که جای پای زهراست

«حسین وای، حسین وای»

نظرات