تصویر کربلایی نریمان پناهی - ریان ابن الشبیب....

ریان ابن الشبیب....

[ کربلایی نریمان پناهی ]
ریان ابن شبیب، جدمونو غریب، گیرآوردن
ریان ابن شبیب، آب و واسه حبیب، دیرآوردن

تو شیب گودال سرازیز شد، حسین پیر شد
آخ ته گودال زمین‌گیر شد، حسین پیر شد

ریان ابن شبیب، ذکر امن یجیب، می‌گفت زینب
ریان ابن شبیب، رفتش شیب الخضیب، زیر مرکب

بلا سر زینب، آوردن سَرو بردن
بچه یتیما، کتک خوردن سَرو بردن

ریان ابن شبیب، می‌اومد بوی سیب، از تو صحرا
ریان ابن شبیب، یک عده نانجیب، کردن غوغا

به عمه زینب جسارت‌شد جنایت‌شد
چادر که غارت شد جنایت شد
قسمت زن ها اسارت شد جنایت شد

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد