نصب اپلیکیشن نوا
تصویر حاج علی کرمی - روضه میخوندی همش برا حسین

روضه میخوندی همش برا حسین

[ حاج علی کرمی ]
روضه می‌خوندی همه‌ش برا حسین
بگو من غریب‌ترم یا حسین
زنده بودم جلو چشمای من
زَنَمو زدن اما حسین

حورا رو می‌زنن
علی می‌بینه زهرا رو می‌زنن
چشم‌و می‌بندن هرجا رو می‌زنن
حورا رو می‌زنن

بی‌حد می‌زد تو رو 
این مغیره خیلی بد می‌زد تو رو 
قنفذ از وقتی اومد می‌زد تو رو 

بارونه پشت در 
پُرِ لکه‌های خونه پشت در 
مادرم دیگه بی‌جونه پشت در 
بارونه پشت در 

ناله می‌زد کمک 
صاحب قباله‌ی باغ فدک 
به چه جرمی دشمن می‌زدش کمک 
ناله می‌زد کمک

مادر زیر دَرِه 
روسری و چادر درگیره دَرِه
اگه داره می‌میره تقصیر دَرِه

از روی چادرش پاتو بردار 
بس کن دیگه مردم‌آزار 

دستت بشکنه 
کجا مردی بی‌هوا زن رو می‌زنه
این که داری می‌زنی ناموس منه 
دستت بشکنه 

گوشواره شکست 
بی‌حیا سیلی می‌زد با دو تا دست
مادرم روی خاک کوچه نشست 

آتیشه خونمون 
چقدر هیزم ریختن پیش خونمون
یعنی این خونه باز می‌شه خونمون؟
آتیشه خونمون

دیدم آتیش داره سمت تو میره
دیدم افتادنت رو خیره خیره 
دعا کردم همین که در شکستش
تو رو میخ دری از من نگیره 

***

زخمِ مسمار هر شب بی‌خوابت کرد 
آتیشِ در بدجوری آبت کرد 

نامردی بود، با پا درو واکرد
نامردی بود، یک زن و چهل نامرد  

از قنفذ و مغیره چه حالی جا می‌اومد
یه جور زدن که زهرا نشسته راه می‌اومد 

از اون شبی که رفته شبام شبِ عزا شد 
شبیه روی زهرا روز منم سیاه شد 

چه حرمتی تو کوچه ازم شکسته بودن 
کاشکی به جای دستام چشامو بسته بودن 

ای وای من، ای وای من زهرا‌...

***

در افتاده
گمونم پشتش یه مادر افتاده 
لگد کاری کرده با سر افتاده 
در افتاده 

حق داره بی‌افته از این درد سنگین 
از رو در گذشتن چهل نامردِ سنگین

افتاد و پا می‌کوبیدن رو در یه بند 
بی‌اجازه با بگو بخند
از زیر دری که سوخته بود 
فضه بیا گشته بود بلند 

ای وای از اون لحظه‌ای که علی رسید
زندگیشو روی خاک می‌دید 
تنها کاری که تونست کنه
عباشو روی زنش کشید

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد

  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل