نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

به نام خدا حضرت حیّ داور گر۴تم اجازه ز احمد ز حیدر به من اذن دادند از تو بگویم از این چیز خوش تر، از این چیز بهتر رسیدم به مولا به تو گفت زهرا رسیدم به قرآن به تو گفت کوثر فقیرند بر تو رسولان اعظم دخیلند بر تو امامان سراسر تو بودی علی بود علی بود از آخر به اوّل از اول به آخر به ودلگرمی تو علی جنگ میکرد اگر رفت خندق اگر رفت خیبر قیامت که تاج طلا بر سر توست همه دل پریشان همه خاک بر سر به قربان یک تار موی حسینت خلایق الی روز محشر خدا فخر میکرد وقت نمازت به یک سجدهی تو صد الله اکبر تو حُسن تمامی، تمامی حُسنی نه کم گفتم اصلا از آن همه فراتر خلاصه همه کارشان گیر زهرا چه جاهل چه عالم، چه مومن چه کافر اغیثینی امّاه، گرفتار و زارم هراسان و مضطر بدون تو بدون حرام است بر من مرا زیر چادر نگه دار مادر خلاصه بگویم همه روضه ات را عزادارمان کرد یک چوبهی در ***** این خانه نیست قتلگه همسر من است صاحب عزای خانهی من دختر من است مرا آتش به جان کردی و رفتی به غربت میهمان کردی و رفتی نگفتی بعد تو حیدر غریب است مرا بی خانمان کردی و رفتی
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد