تصویر محمد امینی - مدینه! شهر نبی تربت چهار امام!

مدینه! شهر نبی تربت چهار امام!

[ محمد امینی ]
مدینه! شهر نبی تربت چهار امام!
به نقطه نقطه‌ی خاکت ز ما سلام، سلام!

اگرچه ساکت و آرام می‏‌رسی به نظر
دلی نمانده که گیرد به یاد تو، آرام

دوای درد دو عالم، ز گرد صحرایی
سلام بر تو که آرامگاه زهرایی

شرار غم ز وجودم زبانه می‏‌گیرد
ز گریه، مرغ دلم آب و دانه می‌‏گیرد

نه آرزوی بهشتم بوَد، نه شوق وطن
دلم به یاد مدینه بهانه می‏‌گیرد

ز هر نشانه گذر کرده، با هزار نگاه
سراغ از آن حرم بی‌‏نشانه می‏‌گیرد

سلام باد به شهری که نام روح افزاش
به هر دلی که شکسته‌ست، خانه می‏‌گیرد

بقیع و منبر و محراب یا حریم رسول
مزار او ز چه پنهان ز چشم ماست؟ بگو

مدینه! آنچه که می‌‏پرسم از تو، راست بگو
کجاست تربت زهرا؟ بگو کجاست؟ بگو

اذان ز دیده‌ی ما حجاب خواهد ماند
که چشم را نزند آفتاب مدفن او

مدینه راست بگو شب علی چه گفت به چاه
کنار تربت خورشید خود به ماه چه گفت

مدینه! شب که علی برد سر فرو در چاه
ز محسنش، که فدا گشت بی‌گناه، چه گفت؟

مدینه! فاطمه در پشت در چو آه کشید
به آن شهیده، علی در جواب آه چه گفت؟

مدینه! شرح غم تو، که نیست خاتمه‏‌اش
بسوز! هم به علی، هم برای فاطمه‌‏اش!

*****

الهی کم نشه سایه‌ات از سرم
الهی برات بسازم یه حرم

*****

همه منتظرن مادرش برسه
کاش صدای برادر به خواهرش برسه
دست قاتل اگه به خواهرش برسه
وای خدا به داد موی دخترش برسه

حسین جانم، حسین جانم....

سرو برد حنجرو برد
چشم دلش سیر نشد
از حرم معجرو برد
چشم دلش سیر نشد

چشم دلش سیر نشد دوباره اومد
پیاده رفت از گودال سواره اومد

حیا نمی‌کنند
کشتنت ولی تو رو رها نمی‌کنند
سرو تشنه آخه که جدا نمی‌کنند

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد