نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(خبرِ گریهی گرفتاران میرسد شب به شب به دلداران این قبیله به فکرِ ما هستند پیرشان کرده غصهی یاران)۲ (نخِ تسبیحشان که میچرخد سرِ پا میشوند بیماران)۲ (من سراغ هرکسی رفتم دلم را زدش شکست (قالبا این لحظهها مادر به دادم میرسد)۲ فاطمه میلش که باشد وضع برمیگردد و مرتضی با جامی از کوثر به دادم میرسد) سر به دیوارِ اهل بیت زدیم خوش به احوالِ سر به دیواران (ما گنهکارهای آلوده پشتمان گرم شد به غفاران)۲ دلِ ما تنگِ سامرا شدهاست ما و آقا و نم نمِ باران ما طلبکارِ این کریم شدیم بسکه رو داده بر بدهکاران یوسفِ سامرا نگاهی کن ناز بفروش بر خریداران شیرها پوزه میکشند به پات تشنهی کشتنِ تو خون خواران اهل عالم غم و محم بسِ ماست (این که بیکس شده همه کسِ ماست)۲ **** گرچه از زهر حالِ مضطر داشت به دلش داغهای بدتر داشت حجره از نالهی انا العطشان حال و روزِ شبیه محشر داشت علی ابن جواد این آخر ذرهای خاکِ کربلا برداشت آب شرمندهی لبانش شد اثرِ تشنگی به هنجر داشت بعد از آن مجلسِ شراب فقط از غمِ عمه دیدهی تر داشت این لباسش اگرچه خاکی شد باز آقا لباسِ دیگر داشت گرچه سر درد اذیتش میکرد هرچه هم بود، لااقل سر داشت دخترش گرچه داغ دارش بود پشت صد پرده معجر داشت روضهی من فقط همین جملهاست پسرش را کنارش آخر داشت کربلا داغ بر دلم خورده (وای از آن تشنهی پسر مرده)۳ **** برای روضهی اکبر، بیار امشب دلِ زار و باید حتما پدر باشی، بفهمی حال آقا رو نخِ تسبیح و پارش کن، میون جمعیت بنداز صدا کن پیرمردی رو، بگو جمعش کن اینا رو شکافِ پهلوشو تا دید، به یاد میخ در افتاد (حسین بالا سرِ اکبر، دوباره دید زهرا رو)۲ (جوونای بنی هاشم، کمک کار حسین بودند)۲ چه جوری یه جوون مرده، بگرده کل صحرا رو؟ یکی روی عبا میرفت، یکی زیرِ عبا میرفت پسر تشیع شد حالا، ببین تشیع بابا رو **** (پدر آمد به یاریاش برود من بمیرم رکاب را گم کرد) برا من بعدِ اکبر حاصلی نیست جهان هیچه برام، وقتی علی نیست شاید عیب از نگاهم باشه زینب (همه صحرا رو میگردم ولی نیست)۲ همه سعی میکنن اما نمیشه میونِ هیچ عبایی جا نمیشه ندارم غم ازینکه تاره چشمام با چشمِ سالمم، پیدا نمیشه شبیه من کسی تنها نمیشه قدش اندازهی من تا نمیشه نکش بیهوده زحمت زینبِ من (علی بیشتر ازین پیدا نمیشه)۲ (همه صحرا پر از علی اکبرمه این صدا، صدا گریهی خواهرمه زخمِ پهلوی تو مثل مادرمه) برای آنکه بخیزد کمی تقلا کرد نداشت فایده دوباره به خاک و خون جا کرد دو چشمِ زخمی خود را گشود با زحمت غریبِ کرببلا را کمی تماشا کرد زنی ز خیمه رسید و به روی خود میزد زنی که کارِ خودش را شبیه زهرا کرد پاشو برادرِ پیرم، به خیمه برگردیم امامِ مردهی خود را دوباره احیا کرد زحمتِ مجتبی و بابایت همه را به باد دادهای دیدم بعدِ پنجاه سال اینجا عاقبت قدِ عمه را دیدن
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد