نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

روزی که تقدیر دل ما هجر دلبر شد روز شب ما در سرای غصّهها سر شد روزی نشستم گوشه ای با بغض تنهایی آن قدر گفتم از فراغش دیدهام تر شد ای روشنای قلب تاریکم کجا هستی؟ آقا بیا دیگر که دنیایم مکدّر شد یلدا برای دیدن تو پافشاری کرد تا آنکه طولانی تر از شبهای دیگر شد یلدا شب چشم انتظاران است مهدی جان امید تو در قلب یاران است مهدی جان ***** خواهر مجتبی چه مظلوم است غربتش از عزاش معلوم است روضه خوان امام معصوم است فاتح شام و کوفه کلثوم است همه جا پا به پای زینب رفت در صفاتش جلال میبینم حب او را کمال میبینم چشمه اش را زلال میبینم رتبه اش بی مثال میبینم همه جا پا به پای زینب رفت مثل زینب وقار بابا بود کوه صبر و حیا و غمها بود در رشادت شبیه زهرا بود خطبه اش ذوالفقار مولا بود همه جا پا به پای زینب رفت پیش نطقش وقار میریزد جگر روزگار میریزد عزّت و اقتدار میریزد رنگ و روی بهار میریزد همه جا پا به پای زینب رفت جلوهی نور پنج تن بوده گاه زهرا گهی حسن بوده اسدالله بت شکن بوده شاهد غارت بدن بوده همه جا پا به پای زینب رفت آنقدر گریه کرده پیر شده بی حسین از زمانه سیر شده غصّه اش غصّهی حصیر شده با چه وضعیتی اسیر شده همه جا پا به پای زینب رفت گرچه با ناقههای عریان رفت به هواداری سلیمان رفت جنگ خطبه شد و به میدان رفت دو سه شب شهر کوفه زندان رفت همه جا پا به پای زینب رفت روی نی آفتاب را دیده دور گردن طناب را دیده گریههای رباب را دیده خیزران و شراب را دیده همه جا پا به پای زینب رفت روضه و اشک شور میگوید از درخت و تنور میگوید از مسیر عبور میگوید ماجرا را به زور میگوید شامیان سد راه میکردند هتک حرمت به شاه میکردند ***** گفتند خون تو مباحِ ته گودالی و روز من سیاهل این حسین من که توو قتلگاهِ خواهرت افتاد مادرت افتاد یکی با نیزه به جون بدنت افتاد خواهرت افتاد مادرت افتاد توو دستای سنان پیرهنت افتاد بمیره خواهرت تعارفی شده چرا بریدن سرت چرا توجّهی نمیکنند به مادرت بمیره خواهرت عجب بساطیه انگاری اعضای تن تو صلواتیه شاهی ولی دفن تو با چند تا دهاتیه عجب بساطیه
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد