نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

رفتی و بدون تو، بیچاره شدم حسین دنبال سرت ببین، آواره شدم حسین همراه قاتلت آوارهی صحرا شدم کار زمونه رو ببین چقدر تنها شدم در به در تو و اسیر دشمنا شدم بعد از تو همسفر من شده بین کاروان خولی و حرمله و شمر و سنان موندم با غصه و درد بیکران غرقآبهی خون شده، رو نیزه چرا سرت؟ غارت شده بعد تو گهوارهی اصغرت شکسته از غم تو این دل بیطاقتم هم گریونه توام، هم گریون رقیهتم دارم میمیرم از غمت به جون تو قسم چوب محمل میدونه دردی که توی دلمه داغ دوریت به خدا قاتلمه نامحرم دور و بر محملمه مونده هنوزم رو خاک، عریان بدنت حسین رو نیزه جلو چشام، با سنگ زدنت حسین چطور دلت اومد زینبو تنها بذاری؟ رسمش نبود بری خواهرتو جا بذاری رسمش نبود حسین روی دلم پا بذاری از دنیا خسته شدم دیگه دعا کن بمیرم غرق آهم به غم تو اسیرم آخر از نی سرتو پس میگیرم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد