تصویر حسین خیرالدین - رجائی کربلا

رجائی کربلا

[ حسین خیرالدین ]
رجائی کربلا
أنا من لي إذا باعدْتني يا سيّدي (2)
اگر مرا دور کنی به چه کسی پناه آورم ای آقای من
سأضيعُ بدنْيايَ فلا تتْركْ يدي
در دنیا آواره خواهم شد پس دست مرا رها نکن
أنا جئتُ وحيدًا مذنبًا لا أملكُ
من گناهکاری تنها آمدم مالک چیزی نیستم جز
غيرَ لطمٍ وصرخاتٍ لك لم تبردِ
گرمای سینه زدن ها و فریادهایی که در عزای تو سرد نشدند
و رجائي كربلا
امید و خواسته من کربلاست
خذ عمري وارزقني كربلا
عمر مرا بگیر و کربلا را به من بده
واحرمني الدنيا يا والدي
و مرا از دنیا محروم کن ای پدرم
لكن لا تحرمني كربلا
اما مرا از کربلا محروم نکن
آمالي كربلا
امیدهای من کربلا است
ساءت أحوالي يا كربلا
حال من بد است ای کربلا
لأيّ الأمورِ أشتكي ‎كلُّ ما في بالي كربلا
از کدامین گرفتاری خود شکایت کنم ؟ چیزی جز کربلا در فکروخاطرم نیست
كربلا كربلا كربلا كربلا(4)
يا موئلي .. لا تؤدّبني في أن تبعُدَ يا موئلي
باز دور شدنت از من مرا ادب نکن ای تکیه گاه من
فعلى هجرِ أعتابِكَ لا طاقةَ لي
که من طاقت دوری از درگاهت را ندارم
كيفَ جازيتُ إحسانَكَ بالذّنبِ القبيح
من لطف و احسان تو را با گناه و خطای بد جبران کردم
وسترتَ عليَّ كأنّي لا ذنبَ لي
و تو خطای مرا پوشاندی گویا که هیچ گناهی نکرده ام
من أينَ لي النّجا
چگونه نجات یابم ؟
في غيرِ تربةِ كربلا
جز در کربلا و به واسطه خاک کربلا
من أينَ لي النّجا
چگونه نجات یابم ؟
في غيرِ تربةِ كربلا
جز در کربلا و به واسطه خاک کربلا
حيثُ الاستغفارُ يُقبلُ ‎من تحتِ قبّةِ كربلا
آنجا که زیر گنبد امام حسین (ع) توبه و استغفار مورد قبول قرار میگیرد
اعذرني سيّدي
مرا ببخش ای مولای من
إن أشغلتني عنكَ السّنينْ
ای سال های غفلت مرا از یاد تو مشغول کرد
ظلمتُ نفْسي في غفلتي
در غفلت به خودم ستم کردم
لكنّكَ خيرُ الأكرمين
اما تو برترین بخشنده هستی
و رجائي كربلا
امید و خواسته من کربلاست
خذ عمري وارزقني كربلا
عمر مرا بگیر و کربلا را به من بده
واحرمني الدنيا يا والدي
و مرا از دنیا محروم کن ای پدرم
‎لكن لا تحرمني كربلا
اما مرا از کربلا محروم نکن

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد