نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

راه افتاده عبّاس راه افتاده چِشما سمت جولانگاه افتاده نقش نحس دشمن روی خاکا زیرِ سُمّ اسب شاه افتاده مددی ابوفاضل به تو میگه فاطمه وَلَدی ابوفاضل مددی ابوفاضل نمیاد شبیه تو اَحَدی ابوفاضل مددی ابوفاضل کسی نیست مقابلِت عددی ابوفاضل مددی ابوفاضل پا نمیشه هر کسی رو زدی ابوفاضل استادی اباالفضل درسِتو پیشِ علی پس دادی اباالفضل وقتی ضربه میزدی تِو صفین علی گفت: بابا اَلحق خودِ استعدادی اباالفضل یا ابوفاضل، یا ابوفاضل... ***** سَر میریزه عبّاس سَر میریزه شمشیر میزنه پِیکر میریزه نَعره میزنه تُو مِیدون انگار صدها قلعهی خِیبر میریزه قَمَری ابوفاضل از تمومِ پَهلوونا سَری ابوفاضل قَمَری ابوفاضل تو دقیقاً مثلِ شیرِ نَری ابوفاضل قَمَری ابوفاضل یهتَنه حریفِ صد نفری ابوفاضل قَمَری ابوفاضل بَه بنازم تو چه باجگری ابوفاضل شهزاده اباالفضل باوفاترین یَلِ آزاده اباالفضل تو یه صِفّینو اِداره کردی، علی گفت: نمیاد رُو دستِت فرمانده اباالفضل یا ابوفاضل، یا ابوفاضل...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد