نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

راضی مَشو آقا که من حَسرَت بخورم دور از حَرَم باشم، خاکِ تُربَت بخورم من ماندهام با این خاطرهها بابِ قبله ایوونِ طلا میپیچم از درد، در غَم اسیرم راضی مَشو که آتَش بگیرم من گفته بودم مالِ تو هستم راضی مَشو که آقا اینجا بمیرم من با دردِ هجران چه کنم با این آهِ سوزان چه کنم ****** راضی مَشو آقا که من حَسرَت بخورم دور از حَرَم باشم، خاکِ تُربَت بخورم آقا مَبادا قیدِ این دل را بزنی جانم بگیر اما بِدان تو جانِ منی زلفت جرمِ حیرانیِ من سیلِ اشکِ طوفانیِ من با خاطراتت در سینه غوغاس اینجا غریبم، خاکِ من آنجاس رحمی کن بر این اشکِ روان کنجِ صحنت، جانم بِسِتان راضی مَشو آقا که من حَسرَت بخورم دور از حَرَم باشم، خاکِ تُربَت بخورم (حسین وااای، حسین وااای...)
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد