نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دور و بَرِ کریمان گرچه پر از گوهر بود اما نگاه آنها بر سنگ بیشتر بود تحویلمان گرفتند، بالایمان نشاندند پیش بزرگواران انگار خاک زَر بود بدنامِ شهر بودم اما به رو نیاورد ساقی به قول ماها دنبال دردسر بود من هرچه رزق خوردم از این دل شکستهست این کوزهی شکسته، بشقاب کوزهگر بود صدها هزار غیبت، صدها هزار تهمت صدها هزار غفلت، پایان من شَرَر بود گفتم گناهکارم فرمود علی علی کن این بهترین خیر بود این بهترین نظر بود کوه گناه من را یه یا علی بههم ریخت گفتم علی و مولا بخشید هر قدر بود صد درد داشتم من، مولا نگفته حل کرد از مشکل بزرگم، مولا بزرگتر بود این ماهِ روزهی ما با روضه شد مبارک از خیر روزه بهتر، خیرات چشمِ تَر بود مغرب زمان افطار گفتم حسین و فوراً در را زدند و دیدم ارباب پشت در بود زندان ماست دنیا، کربو بلا بهشت است آرامشِ دوگیتی تنها همین سفر بود امشب حرم غُرُق شد تا فاطمه بیاید از نالهی بُنَیَّ در صحن چهخبر بود
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد