دوباره روضه شروع شد

دوباره روضه شروع شد

[ حسین ستوده ]
دوباره روضه شروع شد به ساعت حرم
آخ عجب حکایته، حکایت حرم

حالا که از غمت مستم
حالا که پر شده دستم

حالا که کربلا هستم
قبل و بعد روضه می‌رم زیارت حرم

پیرهن مشکی آوردم
رفتم تو حرم‌ات آب هم خوردم
خدا رو چی دادی شاید تو کربلا مُردم۲

(ای دوای دردم آرزومه از حرم زنده برنگردم)۲
ای دوای دردم پرچمت عوض شد و خیلی گریه کردم

(اومدم اعتراف کنم
با تو دلم  رو صاف کنم)۲
من کم آوردم

أباعبداللّه حسین...

نظرات

عالی بود