دوباره دین به خطر افتاد

دوباره دین به خطر افتاد

[ سیدرضا نریمانی ]
(دوباره دین به خطر افتاد 
دوباره فاطمه رفت منبر

اونا که حیدر و می‌شناختن
می‌گن دوباره اومد حیدر)۲

باجنم، با وقار زینب، دختر ذوالفقار زینب
ابن مرجانه رو له کرد، جان به این اقتدار زینب

باجنم، با وقار زینب، دختر ذوالفقار زینب
ابن مرجانه رو ساکت کرد،(جان به این اقتدار زینب)۲

دختر مرتضی توی کوفه علم برداشت
حیدری خطبه خوند آبرو واسشون نگذاشت

یا‌‌زینب یا‌زینب یا‌زینب یا‌زینب

(دوباره چادر زهرا رو، تو معرکه به کمر بسته)۲
(تا کار کفر رو بسازه از، توی خرابه کمر بسته)۲

دختر آفتاب زینب، وارث بوتراب زینب
پرچم مادر و برداشت، (با حیا باحجاب زینب)۲

(دختر فاطمه پای کار امام ایستاد
کی می‌گه لحظه‌ای چادر از سرش افتاد‌‌)۲

یازینب یا زینب یازینب یازینب

(زمین و زمان و در و دیوار، اسیر لحن کرامت شد
صدای زنگ شتر‌ها هم، به احترام تو ساکت شد)۲

واجب الاحترام زینب، توی کوفه امام زینب
نهضت ناتمام مانده، با تو می‌شه تمام زینب

خواهرت ساقی و ساقی لشگر طفلان
کربلا تا به شام سایه‌ی رو سر طفلان

یازینب یازینب یازینب یازینب

نظرات