نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دوباره آمده ام نوکری گنه کارم تمام آبرویم را به تو بدهکارم قبول کن عملم را بضاعتم این است قبول دارم همیشه وَبال و سربارم (تو ته گودال رفتی من شدم بالا نشین) ببین نشسته ام امشب درون خانهی تو شبیه ابر برای حسین میبارم حسین یار من است و منم غلام حسین خوشا به حال منی که حسین شد یارم اگر حسین نباشد کجا رَوَد دل من که بی وجود گل فاطمه گرفتارم میان روضه دلم میرود همان جا که دو دست بر کمرش گرفت گفت علمدارم بلندشو کمرم تیر میکشد عبّاس ببین که خنده کنان میدهند آزارم صدای خواهرم از خیمه میرسد پاشو که ناله میزند عبّاس میر و علمدارم ***** دست رو دلم نذار دلم کبابِ شبیه روی سوخته.ی ربابه رباب همیشه میگه یا ام البنین چرا نذاشتن پسرم بخوابه دست رو دلم نذار دلم شکسته رو مشک پاره لخته خون نشسته خونش خراب شه خونمو خراب کرد هرکی رو نیزهها سرت رو بسته غلام آقات شدی اباالفضل سایهی سادات شدی اباالفضل هرکسی سهمی از تو رو کَند و بُرد بدجوری خیرات شدی اباالفضل تیرو چطور با زانوهات کشیدی فاطمه رو به قتله گاه کشیدی چطور با دستی که نداشتی مادر چادرشو روی چشات کشیدی چرا زدن اینه رو شکستن دلای سنگی سرتو شکستن دلیل داره اگه زمین میخورم آخه عصای پیریمو شکستن شنیدم کام عطشان جان سپردی گل ام البنین شیرم حلالت تو آسمونا دنبالت میگشتم حالا روی خاک خرابههایی
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد