تصویر سید امیر حسینی - دنیای من بی تو سوت و کور و پوچه

دنیای من بی تو سوت و کور و پوچه

[ سید امیر حسینی ]
دنیای من بی تو سوت و کور و پوچه
کاشکی اون روز بودم اونجا توی کوچه

کاش تو کوچه‌ها، قاتل نمی‌رسید
من بمیرم آخر تو، از نفس افتادی

کاش می‌شد خدا، اون کوچه ناپدید
دستای لرزون و تو، دست حسن دادی

نذر تو جوونیم آوردم
کاش من جات، ضرب سیلی می‌خوردم می‌موندی من جای تو میمردم

دم به دم گفتم حسین و دم به دم گفتم حسن
بازدم گفتم حسین و بازهم گفتم حسن

کل عمرم خرج دکر این دو آقا زاده شد
باز کم گفتم حسین و باز کم گفتم حسن

توبه کردم با حسین و دست‌گیرم شد حسن
در وفا گفتم حسین و در کرم گفتم حسن

این صدای پای عشق است از نجف تا کربلا
یک قدم گفتم حسین و یک قدم گفتم حسن

در عمود یکصدو هجده قراری داشتم
تا رسیدم پای این باب‌الکرم گفتم حسن

هرکجا در بین روضه تا صدا زد روضه‌خوان
بی‌کفن گفتم حسین و بی حَرَم گفتم حسن

هر سخن از دل بر‌آمد لاجَرَم بر دل نشست
هرکجا دل سوخت من هم لاجَرَم گفتم حسن

طبق نَصِّ مصطفیٰ، گریانِ زینب می‌شوم
چون کم گفتم حسین، آن وقت هم گفتم حسن

حرف از شَیب‌ُالخضیب آورده شد گفتم حسین
کودک و موی سفید و قدِ خَم گفتم حسن

کوری چشم کسانی که بر او طعنه زدند
هرکجا گفتند شاه محترم گفتم حسن

یا اهل‌َالعالم
این شبا بگید بلند گریه کنه هرکی می‌تونه
آماده باشید
امشب و امام حسن می‌خواد یکم روضه بخونه

ای داد بیداد
سن و سالی که نداشتم مادرم تو کوچه افتاد
ای داد بیداد
هر دفعه یادش می‌افتم میزنم با گریه فریاد

حلالم کن مادر، افتادی دیدم
من هرچی قد بلندی مردم نرسیدم
در اومد از اون موقع موهای سفیدم

در پیچ کوچه بود که ولگرد لعنتی
با سنگ زد به آینه بی‌درد لعنتی
دیدم به جنگ مادر رنجورم آمده
فریاد می‌زدم برو نامرد لعنتی

خونت حلال خشم حسن میشود برو
خونم به جوش آمده خون‌سرد لعنتی
دیوار‌های سنگی آن کوچه شاهدند
با مادرم چه کرد کمردرد لعنتی

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد