نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دم می دهی به سینه كه طوفانی ام كنی تا زائر شكسته ی بارانی ام كنی ده شب گذشت خوب نمك گیرتان شدم می خواستی كه تشنه ی مهمانی ام كنی حالا كه تشنه ات شده ام آبی بریز تا با روضه های فاطمه قربانی ام كنی من را ببر به روضه ی یابن شبیب ها تا میهمان شاه خراسانی ام كنی با ناله های عمه ی تان زار می زنم آتش بزن كه شام غریبانی ام كنی
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد