دلگرمی خواهر داداشه

دلگرمی خواهر داداشه

[ ابوالفضل بختیاری ]
دلگرمی خواهر داداشه
گفتی که تو غصّه‌ات نباشه

دیدم غریبی تو برادر
کاش لشگرت از هم نپاشه

دلشوره دارم از جدایی
ای امان از بی‌وفایی

من از حالا دارم می‌بینم
روزی رو که رو نیزه‌هایی

(نزاری شمر منو تحقیر کنه
کسی با سَرت منو پیر کنه)۲

شونه کردمش الهی نشه
(پنجه‌ای تو موی تو گیر کنه)۲

(کاشکی خواهر تو از حال نَره
تو شلوغیا و جنجال نَره)۲

زیر لب می‌گفتم: ای کاش حسین
هیچوقت به سمت گودال نره

من از حالا گودال و می‌بینم
(اون پیکر پامال و می‌بینم)۲
****
از میان خیمه دیدم که خجالت می‌کشی
من بمیرم تا نبینم شرم روی ماه تو
****
بوریایی که در آن جمع شد اعضای تنت
بود پاره ولی از جسم تو سالم‌تر بود

حسین...

نظرات