نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دلم نموده هوای سبوی ساغر، ساغر بده هوای مستی نمود از سبو، از جام کوثر بده آمده مولای من، همدم غمهای من طعنه بر مجنون زنم، آمده لیلای من هستم ای اهل یقین، عبد زین العابدین... شمیم یار ز دستم ربودی دین و ایمان من خراب عشق است که آید ز عطر و بوی جانان من جان به جانان میدهم، عطر مولا میدهم نالهی باغ علی، بوی زهرا میدهد هستم ای اهل یقین، عبد زین العابدین... علی علی علی علی... دلم هوای مدینه گرفته یار، یاری نما مگر تو ای ابن حیدر به سوی گنهکاری نما ای به درد من طبیب، من غلامت ای حبیب کن بقیعت قسمتم، ای غریب ابن غریب هستم ای اهل یقین، عبد زین العابدین علی علی علی... سبو دهیدم پیاپی که پایان آمد غمهای من که حاجتم بر دو عالم آمد از ره مولای من پور زهرا آمده، ابن کوثر آمده مرتضی یا فاطمه، یا پیمبر آمده هستم ای اهل یقین، عبد زین العابدین علی علی علی علی... گشوده مرغ دلم پر به سوی یثرب بی واهمه که تا ببیند جمال عزیز و دلبند فاطمه ذکر هر شب آمده، روح محشر امده ساقیا ساغر بده، عشق زینب آمده هستم ای اهل یقین، عبد زین العابدین علی علی علی علی...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد