نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

أئنّی بالبُکاء، حالم خراب است دلم محتاج یک چشمِ پُر آب است أئنّی بالبُکاء، یادِ دَمِ مرگ نِگه بر عاصیِ بیکس ثواب است أئنّی بالبُکاء، رویم سیاه است که اشکِ توبه درمانِ گناه است أئنّی بالبُکاء، قلبم شده سنگ علاج قلبِ سنگم اشک و آه است أئنّی بالبُکاء، توبه نکردم فزون شد دردها بر روی دردم أئنّی بالبُکاء، باید چه سازم کجا دنبال عفو تو بگردم؟ أئنّی بالبُکاء، رفته جوانی بهاری بودم و گشتم خزانی أئنّی بالبُکاء، تا شُکر گویم ندیدم از تو غیر از مهربانی أئنّی بالبُکاء، قلبم حزین است که دور از مرقد مولای دین است أئنّی بالبُکاء، تا که ببینم سرِ خاکِ اميرالمؤمنين است **** أجِرنی یا مُجیر ای تکیهگاهم میان موجِ آتش، بیپناهم أجِرنی یا مُجیر ای ربِّ غفّار مرا در بین آغوشت نگهدار أجِرنی یا مُجیر ای آبرودار گرفتارم، گرفتارم، گرفتار أجِرنی یا مُجیر ای ربِّ حیدر علی باشد پناهم روز محشر أجِرنی یا مُجیر ای نورِ عینم که من از گریهکنهای حسینم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد