نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دلخوشیامو، آرزوهامو، با رفتنت خراب نکن اینجوری خانوم رو نگیر از من، حیدرتو جواب نکن تو که میدونی من توو این دنیا به تو فقط دلم خوشه حتّی خیال رفتنت زهرا داره علی رو میکشه تو نباشی، بدون تو من میمیرم بعد کوچه منم همه دنیا سیرم بعد اون روز برام زندگی دشواره از نخ چادرت هنوز رو مسماره ای گل یاس علی نرو به التماس علی نرو این روزا کارم شده عزیزم با در سوخته حرف زدن مگه از یادم میره اون روز و وقتی با آتیش اومدند بچّهمو کشتند از بعد محسن، خونمون غصّهخونه شد وقتی شنیدم فضّه را خواستی، فهمیدم کار زنونه شد بین آتیش تنت که میسوخت میسوختم شعله شعله فقط به چشمات چشم دوختم کاش قلاف از دستای قنفذ میافتاد پیش چشمام میون کوچه هلت داد تو نباشی بدون تو من میمیرم بعد کوچه من از همه دنیا سیرم بعد اون روز برام زندگی دشواره از نخ چادرت هنوز رو مسماره ای گل یاس علی نرو به التماس علی نرو لحظه به لحظه رو به رو چشمام میسوزی بین بسترت کاش نری زهرا کاشکی بمونی، بمونی پیش حیدرت کاش نمیدیدم وقتی مغیره صداشو روت بلند میکرد کاش نمیدیدم وقتی که دورت همش بگو بخند میکرد من با آهت تموم شب را میسوزم گریه داره این حال و روزِ امروزم بین این شهر جایی برا من نیست دیگه نیستی تا که ببینی قنفذ چی میگه
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد