
منو زابراه نکن دست و پا که میزنی، مادرو نگاه نکن یه نفر کاری کنه شمر اومده برا ما جلوداری کنه غروب شد، خورشید نشست شمر ولی از تنت پا نشد اذان شد، نمازش رو بست راهِ حلقت ولی وا نشد یک زن تنهام چهطور شمرو ازت جدا کنم؟ پاشو اذونِ مغربه، من به کی اقتدا کنم؟ **** نمردم آخر سر تورو رو نیزه دیدم پی تو روی خار دویدم چیا زِ حرمله شنیدم! تو اون شلوغی چهطور لباس تو دراومد؟ دیدم که شمر با خنجر اومد رگاتو دیدم، یه عدّه نابلد بریدن چقدر سرت رو بد بریدن حسین، آی... **** چقدر زخمزبون میخوردی لگد وقتِ اذون میخوردی بدونِ سر تکون میخوردی همین اشکمو درآورده کسی زخمِ تو رو نشمرده یه سنگم اگه از دستاشون خطا رفته به زینب خورده