نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دست تقدیر گریه میکنه ای وای داره شمشیر گریه میکنه ای وای خاک گودال زجه میزنه ای وای آخرین تیر گریه میکنه ای وای نور خورشید گریه میکنه ای وای بس که تابید گریه میکنه ای وای گفته مقتل جالس علی صَدرِک هر کی فهمید گریه میکنه ای وای و علیک بالبکاء، بین اون شلوغیها تنها بود و علیک بالبکاء، نگران خیمهی زنها بود و علیک بالبکاء، چه غمی تو صورتش پیدا بود و علیک بالبکاء، که سرش رو دامن زهرا بود یُما، یُما یُما یُما یُما سم مرکب گریه میکنه ای وای مادرم شب گریه میکنه ای وای آسمون از داغ تو پریشون شد بس که زینب گریه میکنه ای وای موج دریا گریه میکنه ای وای خاک صحرا گریه میکنه ای وای همه رفتند مادرت کنارت هست خود زهرا گریه میکنه ای وای و علیک بالبکاء، تشنه لب بود و لب دریا بود و علیک بالبکاء، بدنش زیر سم اسبها بود و علیک بالبکاء، سر پیراهنش هم دعوا بود و علیک بالبکاء، که سرش تو دامن زهرا بود یُما، یُما یُما یُما یُما مسلمانان حسین مادر ندارد مسلمانان حسین مادر ندارد غریب است و دگر لشگر ندارد دگر یاری بجز خواهر ندارد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد