نصب اپلیکیشن نوا
تصویر محمدحسین پویانفر - دست بر سینه رو به این خانه

دست بر سینه رو به این خانه

[ محمدحسین پویانفر ]
دست بر سینه رو به این خانه
ایستاده گدای پُر چانه

عاقلان فیض گریه می‌گیرند
از نم گریه‌های دیوانه

جان من پیشکش برای شما
پس دلم را بگیر بیعانه 

حکمتش چیست قوم اربابان
با گدا می‌شوند هم‌شانه

صاحبِ روزه‌دار ما انداخت
بهر ما سفره‌های شاهانه

ای بزرگِ بدون صحن و حرم
که مزارت شده‌ست وایرانه

دل خود را مدینه‌ات کردم
حرمی ساختیم جانانه

کاش می‌شد حیاط صحن تو را
آب و جارو کنیم روزانه

ایمن از حادثات شوم شده‌ام
خادم باقر العلوم شده‌ام

ناله را از جگر رها می‌کرد
آسمان هم عزا عزا می‌کرد

چشم‌هایش که تار شد از درد
مادرش را فقط صدا می‌کرد

با همان صورت وَرَم کرده 
سجده بر درگهِ خدا می‌کرد

تشنه بود و به آب کار نداشت
زخم را با نمک دوا می‌کرد

یادگار غروبِ عاشورا 
یادِ روز دهم چه‌ها می‌کرد

داد می‌زد حسین وای حسین
حجره را داشت کربلا می‌کرد 

جدِّ من زیر زخم‌های عمیق 
خویش را سخت جابه‌جا می‌کرد 

جامه‌اش را کسی به تن می‌کرد
چکمه‌اش را کسی به پا می‌کرد 

کاش یک مرد بود قاتل را 
از روی سینه‌اش جا می‌کرد

ناله‌ی فاطمه به گوش رسید
شمر اما مگر اِبا می‌کرد 

نه کسی بیخیال خیمه شدو
نه کسی از زنان حیا می‌کرد 

پای این روضه‌ها باید مُرد
دختر بوتراب سیلی خورد

***

خدا به خیر کند باز ازدحام شده
زمانِ روضه‌ی جانسوزِ شام شده 

تمامِ شهر برای نظاره جمع شدند
عذاب حضرت زینب نگاهِ عام شده

یهودیان به تلافیِ خیبر آمده‌اند
زمان سنگ زدن، وقت انتقام شده

تمامِ صورت آقا به روی نِی خون است
سرش شکسته زِ بس هتک احترام شده

خدا کند که نباشد درست این روضه
عقیله وارد یک مجلس حرام شده 

***

همه با دامان آتش گرفته رو به گودالند 
عجب شام غریبانی، عجب شام غریبانی 
من و پاره گریبانی، تو و گودال طوفانی

یکی زد، دو تا زد، همه صورتت عوض شد
پُر از خون شد این خاک، رنگ تربتت عوض شد 

خیمه‌ی زن‌ها رو ببین 
چه آتیشی، چه آتیشی، چه آتیشی 
بیفته زینب رو زمین 
بلند میشی

***

خبر داری تو که رفتی به کوچه‌گردی افتادم 
به من از تو فقط هجران رسید، آن هم چه هجرانی 
تو که شاهِ شهیدانی، چرا گیسو پریشانی؟

***

بریده، بریده، نفسی دیگه ندارم
نگاه کن که سمت شام و کوفه رهسپارم

ببین به دست من طناب
هلال‌ِ من، هلالِ من، هلال من
ناله بزن بزم شراب 

***

رسید وقت سفر، سر به زیر شد زینب 
حسین چشم تو روشن، اسیر شد زینب

***

در زیر پای اسب دو کودک زِ دست رفت 
طفلان همه پیاده و دشمن سواره بود

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد

  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل