نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

دستی بگشایید به امداد گداتان رحمی بنمایید به این بی سرو پاتان اشکی بفشانید بر این مردهی احساس تا زنده شود از اثرِ فیضِ دعاتان دیگر رَمَقی نیست در این پای شکسته مانده دل من منتظر دست عطاتان لطفی، کَرَمی، گوشهی چشمی بنمایید بر گوشهنشینانِ قدیمیِ سراتان یک بار بیایید به دیدار کسی که یک عمر غریبانه نمودهست صداتان هر چند شبیه شهدا نیست لیاقت تا اینکه دل و دیده نماییم فداتان ما خانه به دوشان، غم سیلاب نداریم تا تکیه نمودیم به دستان وفاتان ما را برسانید شبی مشهد دلدار داریم به دل عشق غریبَ الغُرَباتان منّت بگذارید که گردد به نگاهی دلهای خراباتیِ ما کرب و بلاتان یا صاحب الزمان.....
هنوز نظری ثبت نشده