تصویر حنیف طاهری - در آن ساعت که درمانند خلق مشرق و مغرب

در آن ساعت که درمانند خلق مشرق و مغرب

[ حنیف طاهری ]
در آن ساعت که درمانند خلقِ مشرق و مغرب...
بوَد دستم به دامانِ علی ابن ابی طالب...

((آنچه ز مخلوق، خدا طالب است)۲
(حبِ علی ابن ابی طالب است))۲

یا اسدالله یا ولی الله...

(خدا گواست پِیِ دشمنِ علی نروم)۲
حلال زاده رهش از حرام‌زاده جداست

به وقتِ بردنِ نامش، رواست سجده کنم
نگارِ من به خداوند می‌رسد نَسَبَش

(وقتِ آن است که شاهان ز تو شرمنده شوند)۲
(سلطنت را بگذارند و تو را بنده شوند)۲

(گر به خاکِ قدمت سجده میسر گردد)۲
سرفرازانِ جهان جمله سرافکنده شوند

(هیچ ذوقی بِه از این نیست که از غایت عشق)۲
(چشم من گرید و لب‌های تو در خنده شوند)۲

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد