نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دردای من بی درمونه حیدر امشب سرگردونه چرا به من نگفته بودی؟ که پیکرت مثل خزونه رو این کفن، گلای زخمت زده جَوونه باز دوباره چشاتو وا کن عزیزم منو نگاه کن که دارم رو لحدت خاک میریزم باز دوباره چشاتو واکن عزیزم منو نگاه کن که دارم رو لحدت خاک میریزم جانم زهرا ۴ چشما سرخه، دل ها مضطر با نجوای مادر، مادر ببین دارم آتیش میگیرم ببین گلات دارن میمیرن تو این سکوت حتی نمیشه زبون بگیرم کاشکی میشد پیش مزارت بمونه علی رو هم خاک بکنن تا که کنارت بمونم کاشکی میشد پیش مزارت بمونه علی رو هم خاک بکنن تا که کنارت بمونم جانم زهرا ۴
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد