نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

داخل که شدم بهنام آهو گفتم با اشک، وضو گرفته یاهو گفتم در مسجد عشق رفته بودم به نماز گفتند اذان بگو، من از او گفتم *** السّلام ای موسیِ طوسِ تجلّا السّلام یوسفِ افتاده در چاهِ خلافت، ای امام از مدینه تا خراسان کعبه دنبال تو بود طوس را کردی مدینه، مَرو را بیتالحرام **** من از شکستن دیوار کعبه دانستم که هر کجا که علی پانهد حرم گردد *** ای شبستان همیشه، ای نماز دائمی ای خُمستانِ مداوم، ای بهشت مستدام در خراسان خور اگر آسان برآید، کار توست ماه با شوق تماشایت میآید روی بام باد و بارانند فرّاشانِ صحنت روز و شب ماه و خورشیدند در بالای کویت صبح و شام کیستم من؟ تا شهیدانِ تو را باشم مرید کیستم من؟ تا غلامان تو را باشم غلام از خلافتها خلافی ماند و خُلف وعدهای کو معاویه، کجا رفتند مأمون و هشام؟ کَس نمیپرسد که بغدادا کجا شد معتضد کَس نمیگوید هُشامی داشتی ای شهر شام قرنها بگذشت و جمع عاشقان اینجاست جمع روز و شب برپاست اینجا بزم خاص و بزم عام *** ما تو را داریم تنها، السّلام و والسّلام یا علی موسی الرضا دست من و دامان تو *** اینجا درستیِ هنگام در شگستگیست تا از شکستگی به در آیی شکسته باش هر تکّهات در آینهای سِیر میکند یعنی اگر که زائر مایی شکسته باش در انحنای روشن ایوان کنایتیست یعنی اگر چه غرق طلایی شکسته باش *** در دشت بلا که خاک از خون تَر بود یک دشت پُر از شکوفهی پَرپَر بود علیاکبر، قاسم، اصحاب، تکتک ولی بین این شکوفههای پَرپَر جانسوزترین مصیبتِ عاشورا از شیر گرفتنِ علیاصغر بود
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد