نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

خیسِ بارونم سرازیره اشکام روی گونهم اونی که از دوریش پریشونم حسینه، حسینه غرقِ تشویشم از این بیتابی کِی رها میشم اونیکه هر لحظه هواییشم حسینه، حسینه هوا، هوای کربوبلا خیلی دلتنگم واسَش بخدا خوبه حالم تو اون صحن و سرا پیش اربابم نداره واسم هیچجا صفا جز حریمِ سیدالشّهدا کاش میشد باشم تا روز جزا پیش اربابم ***** این دلِ بیتاب یه عمره از غصّه شده بیخواب میخونه روضه از غم ارباب واویلا، واویلا آه از عاشورا حسینِ زهرا بیکس و تنها تو مقتل ریختن رو سرش گرگا واویلا، واویلا ندیدن اشکِ خواهرشو نشنیدن نالهی مادرشو نیزه بارون کردن پیکرشو ای غریب ارباب اومد قاتل با خنجرشو هی کشید محکم رو حنجرشو تا بُرید از پشتِ سر سرشو ای غریب ارباب
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد