نصب اپلیکیشن نوا
تصویر علی کبیری - آواره‌ی صحرا شدم و خسته‌ترینم

آواره‌ی صحرا شدم و خسته‌ترینم

[ علی کبیری ]
آواره‌ی صحرا شدم و خسته‌ترینم
از قافله‌ها مانده، که روی تو ببینم 

آقا چه شود تا دَمِ مرگم تو بیایی؟
در حسرت دیدار تو آواره‌ترینم

ای خیمه‌ی سبزت همه‌جا قبله‌ی خورشید
بی‌اذن تو یک لحظه و یک دَم ندرخشیم

تا کِی بدهم بر دل خود وعده‌ی دیدار
تا کِی بنشینم به سرِ وعده‌ی امید

ای قبله و دینم، ای خسته‌ترینم
آقا چه شود موقع افطار، یک سفره کنارت بنشینم؟

عاشقانی که مدام از فرجت می‌گفتند 
عکسشان قاب شد و از تو نیامد خبری

بارون غریبیِ شما اشک چشامه
یا زمزمه‌های تو سحرها رو لبامه

ای مرثیه‌خوانِ غمِ تو روضه‌ی مادر
بس که نرسیدم به تو خسته قدم آمد

از اشک تو آورده‌ام از روضه‌ی کوچه
چون با تو گذر کرده‌ام از روضه‌ی کوچه

آن روضه‌ی سختی که شبی پشت تو لرزید
چشمان تو ناموسِ خدا را به زمین دید

آن قامت طوبی، ارثیه‌ی حورا
دیدی اثرِ فاجعه مانده بر صورتِ مجروحه‌ی زهرا

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد

  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل