نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

خدا چشمام میسوزه درد دارم تاولِ پام میسوزه درد دارم تمامِ شب عمه زینب تا صبح دلش برام میسوزه درد دارم گوشهی ویرونه میخونم رسیده به لَبِ من جونم زیرِ تازیونه من دیگه نمیتونم نمیتونم شبها که تب کردم عمه بود بالایِ سَرم پَر میکشم امشب، خستهام من باید برم یا ابتا یا حسین
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد