
خداحافظ، شبای غربتِ زینب خداحافظ، دیگه بیطاقته زینب خداحافظ، من از این زندگی خستهم خداحافظ، ردِ زنجیره رُو دستم حسین جانم، حسین جانم حسین جانم... برادرجان! میام امشب کنار تو برادرجان! منم چشمانتظار تو چرا امشب نمیآیی به دنبالم؟ دلم تنگه، هنوزم توی گودالم دلم تنگه، روزی صد دفعه میمیرم دلم تنگه، تُو آتیشا هنوز گیرم حسین جانم، حسین جانم حسین جانم... خودم دیدم تو را لبتشنه میکُشتن خودم دیدم تو را با دِشنه میکُشتن تو هم دیدی، که صد بار بعدِ تو مُردم تو هم دیدی، پس از تو آب نمیخوردم خودم دیدم، رُو سینهت رَدّ پا افتاده خودم دیدم، سرِت از نیزهها افتاده تو هم دیدی، همه توی حرم ریختن تو هم دیدی، یه دفعه رُو سرَم ریختن